Shahnameh-Khani dar Boston

Shahnameh Khani – Shahnameh Ferdowsi

Next Shahnameh Khani Session- 5:00 pm on Sunday, January 25, 2015 at Khaneh Iran

by Alireza Borojerdi

Doroud bar Doostan-e Aziz,

Our next session will be on Sunday January 25, 2015 from 5:00 pm to 8:00 pm at Khaneh Iran located at 17 Nichols Ave, Watertown, MA 02472.

The program schedule will be as follows:

5:00 to 5:30 pm – Folks arriving, socializing;

5:30 to 6:30 pm – Continuing with the Story of Bijan va Manijeh;

6:30 to 7:00 pm – Break with refreshments; and

7:00 to 8:00 pm – Continuing with the story.

We will continue the story by following Volume 3 of “Shahnameh” by Dr. Jalal Khaleghi Motlagh (pages 303 to 397).

The program is free to all. Donations are appreciated and will go to Khaneh Iran.

Refreshments will be provided by volunteers.

وش فش fashion

by javadmoulai

Thanks to Dr. Moattari’s suggestion (or question, I do not remember which one it was) about the relation between the Persian word فش and the western word fashion, I was encouraged to learn more and to share.  Merriam-Webster reports the oldest known origin from Latin facere (to make), and the earliest known use in 14th century AD.

Oxford dictionaries states that prior to 1500 AD, fashion meant “make, form, or appearance”, which sounds like the Persian couple: وش   and فش .  In addition, the couple in fashion and out of fashion was used by Shakespeare.  I loked at some other sources too; nothing worthy of report.
Although I could not find a definitive answer, I am thankful to Dr. Moattari for a thought provoking suggestion (or question, I still don’t remember which one it was).  It kept me happily busy for a while.

بیت های زن ستیزانه در شاهنامه

by mfmonfared

187411_835

Beythaye zansetizaneh

که را در پس پرده دختر بود

اگر تاج دارد بد اختر بود

ابیاتی چنین در شاهنامه سبب شده است برخی فردوسی را شاعری زن ستیز بدانند. ابوالفضل خطیبی در مقاله ای این ابیات را مورد بررسی قرار داده ودر رد زن ستیزی فردوسی دلایلی ارائه کرده است..

مقایسۀ عنصر طرح یا پیرنگ در منظومۀ بیژن و منیژۀ فردوسی و خسرو و شیرین نظامی

by mfmonfared

timthumb

Tarh Ya Peirang

نویسندگان این مقاله به بررسی بررسی موضوع طرح در دو داستان بیژن و منیژۀ فردوسی و خسرو و شیرین نظامی پرداخته اند. این نوشته در رویکردی تطبیقی نشان می دهد که چگونه عنصر طرح در ساختار داستان فردوسی استوارتر و منسجم تر است. خواندن مقاله می تواند به درک بهتر داستان بیژن و منیژه کمک کند.

by mfmonfared

anvari

دکتر حسن انوری: ایران آشناترین نامی است که خواننده «شاهنامه» با آن روبرو می‌شود و بیش از هشتصد بار در سراسر شاهنامه تکرار شده است.

این نام در شاهنامه به کجا اطلاق شده است؟ به یقین خوانندگان دقیق شاهنامه به ابهامی که از نظر جغرافیایی در کاربرد این واژه هست، توجه کرده و از خود پرسیده‌اند: ایران در شاهنامه با چه مرزهایی مشخص می‌شود؟ این ابهام در وهله نخست از آنجاست که در شاهنامه مانند دیگر حماسه‌های طبیعی و ملی زمان و مکان را ارج و اهمیتی نیست.

چنان که گفته‌اند: منظومه حماسی نباید در زمان و مکان محدود باشد؛ زیرا هر چه صراحت زمان و مکان بیشتر باشد، صراحت و روشنی وقایع بیشتر است و در نتیجه وقایع داستانی و اساطیری به تاریخ نزدیک می‌گردد و از ارزش حماسی آن کاسته می‌شود. ابهام در جایگاه نام‌های جغرافی از نامی به نامی دیگر تسری می‌کند؛ مثلاً اگر ندانیم البرز کوه در کجاست، بسیاری از نامها که با آن پیوند دارند، در بوته ابهام خواهد ماند. ابهام در چگونگی کاربرد این واژه‌هاست؛ مثلاً اگر البرز کوه در ایران است چرا رستم به کیقباد که در کوه مزبور زندگی می‌کند، می‌گوید:

کنون خیز تا سوی ایران شویم

 به یاری به نزد دلیران شویم

علت دوم ابهام شاید از آنجا باشد که سرزمین‌های ایرانی جز در جنوب مرز طبیعی ندارد و مثل برخی از کشورها که به صورت جزیره یا شبه جزیره هستند، با مرزهای طبیعی تحدید نمی‌شود. و علت سوم را در نکته زیر باید جستجو کرد:

اجداد ایرانیان پیش از آنکه به فلات ایران بیایند، در سرزمینی می‌زیستند که در اوستا به آن airyana vaejah گفته‌اند و صورت جدید آن را به صورت «ایران ویج» به کار برده‌اند. ایران‌ویج را پژوهندگان سابقاً بر جلگه‌های شمال قفقاز و بر خوارزم قدیم انطباق داده بودند و امروزه بیشتر نظر این است که مسکن اصلی قوم آریایی یا همان ایران ویج در بخش علیای رود ینی سئی [Yenisei در سیبری] بوده است.

نامهای جغرافیایی که ایرانیان پیش از ورود به فلات ایران یعنی در همان ایران‌ویج یا در سرزمینهای میان راه به کار می‌برده‌اند، در اوستا انعکاس دارد. این نامها را که در اوستا جنبه اساطیری یافته، در کتابهای دورهٔ ساسانی با امکنه فلات ایران انطباق یافته می‌بینیم و احتمالاً انطباق در زمانهای پیش از ساسانیان انجام گرفته باشد. به عنوان مثال البرزی که در اوستا از آن نام برده شده ـ و قطعا سلسله جبالی که امروزه معروف به البرز است، نیست ـ بر این سلسله جبال اطلاق گردیده. البرز شاهنامه نیز ناظر به البرز اوستاست.

در این مقاله می‌خواهیم نگاهی به کلمه «ایران» در شاهنامه بیندازیم و حدود ابهام و صراحت را در آن ببینیم و به این پرسش پاسخ دهیم که در ذهن پردازندگان داستانهای کهن و خودفردوسی ایران به کجا اطلاق گردیده و با چه مرزهایی مشخص می‌شده است.

مقاله را در اینجا بخوانید.

نشست نقد و بررسی کتاب « پنج اقلیم حضور» نوشته دکتر داریوش شایگان

by Alireza Borojerdi

Mr. Mohammad Gharooni sent us the following text that is taken from Bukhara Magazine. Thanks to Mr. Gharooni!

Please note the references to Ferdowsi and Shahnameh.

نقل خلاصه ای از مجله بخارا
نشست نقد و بررسی کتاب « پنج اقلیم حضور» نوشته دکتر داریوش شایگان که طی دو ماه به چاپ سوم رسیده است و چنین چیزی در بازار کتاب ما یک موفقیت بزرگ به شمار میرود در عصر یکشنبه 23 آذر ماه 1393 در دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی در تالار باستانی پاریزی برگزار شد. در این مراسم گروه کثیری از دانشجویان رشته ادبیات و تاریخ و فلسفه شرکت داشتند. و علاوه بر دانشجویان، استادانی همچون دکتر ژاله آموزگار، دکتر صفت گل، هرمز عبداللهی، سیروس علی نژاد، دکتر مریم عسکری، قدرت الله مهتدی، احمد کاظمی موسوی و … حضور داشتند.
گزارش کامل را در پیوند زیر بخوانید :
http://bukharamag.com/1393.09.6985.html
دکتر داریوش شایگان افزود: «از میان صدها شاعری که تاریخ ادبیات ایران به خود دیده است، ایرانیان تنها پنج شاعر (یا به عقیده برخی شش شاعر) را در مقام نمونه‌های اعلای بینش شاعرانه خویش برگزیده‌اند. جایگاه ممتاز این شاعران در تفکر ایرانی، صرفا ثمره صفات استثنایی آنان نیست بلکه این پنج شاعر، هر یک به تناسب نبوغ خاص خود، نماینده تبلور یک جریان بزرگ تبار‌شناسی فکری هستند که سبک و سیاق و شیوه‌ای منحصر به‌ فرد را در بازتاب نحوه ویژه جهان‌شناسی خود در پیش می‌‌گیرند.»
محمد منصور هاشمی به « تأملاتی درباره شاعرانگی روح ایرانی» پرداخت:
« کتاب اندیشمندانه بنا نیست اندیشه‌ای را ترویج یا توصیه کند و نقش “حل‌المسائل” را بازی نماید. کتاب اندیشمندانه مجالی فراهم می‌آورد برای اندیشیدن خواننده‌اش. “پنج اقلیم حضور” متفکر ارجمند ما – استاد داریوش شایگان – دقیقا به این معنا کتابی است اندیشمندانه. برخورد ما با سنت ادب فارسی به طور معمول برخوردی است ادیبانه، شرح مفردات و ترکیبات و معنی لغات و عبارات و ویرایش و تصحیح ذوقی یا انتقادی. این همه البته به جای خود ضروری است و آنها که در این عرصه کارهای روشمند و درست و استوار پدید می‌آورند پدیدآورندگان آثاری هستند سخت ارزشمند. اما این پایان کار نیست. آغاز راه است برای کنکاش در بطون متون و گفتگوی خلاق با آثار ادبی و بازخوانی مکرر سنت و خوانش‌های تازه. صرف نظر از استثناهایی که همگی قدرشان را می‌شناسیم – کسانی مانند استاد اندیشمند محمد رضا شفیعی کدکنی – ادیبان ما معمولا بیشتر اهل تذکر بوده‌اند تا تفکر. سنتی را زنده نگه داشته‌اند و استمرار بخشیده‌اند. ولی کمتر از منظری امروزی به توصیف آن پرداخته‌اند، چه رسد به قرائت‌های انتقادی مختلف. از این جهت است که ورود اهل تامل و تفکر در حوزه‌های گوناگون به این عرصه می‌تواند مغتنم باشد. “پنج اقلیم حضور” با مطرح کردن شاعرانگی ایرانیان و توصیف نوی که از آن به دست می‌دهد مجالی برای طرح مساله‌های متفاوت و اندیشیدن از منظرهای مختلف پدید می‌آورد و از این جهت اثری است شایان توجه و تامل.
داریوش شایگان نویسنده‌ای اندیشمند و اندیشمندی نویسنده است و این سبب گردیده است بتواند هنرمندانه در بیانی فشرده و موجز توصیفی از عالم شاعرانه پنج قله ادب فارسی ارائه کند و نسبت ما را با این اقلیم‌های جاودانی فرهنگ‌مان تصویر نماید. او توجه ما را به این جنبه جلب می‌کند که رابطه‌ای که برای ما همانقدر طبیعی است که وجود آب برای ماهی و وجود هوا برای پرنده، بیرون از فرهنگ خودمان غریب جلوه می‌کند. به عبارت دیگر در فرهنگ‌های دیگر شعر چنین حضور مستمری ندارد و مردم آن فرهنگ‌ها به طور طبیعی چنین رابطه‌ای با شاعرانشان ندارند. ماییم که اشعار شاعران‌مان را از بر می‌خوانیم و هم‌سخن همیشگی آنها هستیم و بسته به احوال‌مان به عالم هر یک رجوع می‌کنیم: عالم زمان روایی- حماسی فردوسی، عالم دم‌های مغتنم و لحظه‌های برق‌آسای خیام، عالم فرازمانی وجد و وصال مولوی، عالم سعدی با زمان انفسی عاشقانه و زمان آفاقی واقع‌گرایانه، عالم ازلی – ابدی و رندانه حافظ. نویسنده “پنج اقلیم حضور” از جنبه‌های منفی این شاعرانگی غافل نیست و این رابطه ویژه را به صراحت تیغ دو دم می‌خواند، اما در این کتاب مساله‌اش پدیدارشناسی آن شاعران و این شاعرانگی است و نه نقادی فرهنگ ما آنگونه که مثلا در کتاب‌های “انقلاب دینی چیست؟” و “نگاه شکسته: اسکیزوفرنی فرهنگی” به آن پرداخته است. توصیف خوب خود فراهم‌آورنده مجالی است برای تفکر درباره ابعاد گونه‌گون یک ماجرا و “پنج اقلیم حضور” چنان توصیفی است. طبعا کسی که بر اساس این مجال در این زمینه می‌اندیشد مسیر فکری خود را طی می‌کند و ممکن است در جاهایی حتی به توصیف‌هایی متفاوت هم برسد، ولی هیچ‌گاه فراموش نباید کرد حرکت در آن مسیر به لطف کدام مبدأ عزیمت آغاز شده است.
درباره “پنج اقلیم حضور” در مدت کوتاه پس از انتشارش مطالب فراوانی گفته و نوشته شده است. از همین جهت من به تکرار آن مطالب یا به دست دادن خلاصه‌ای از کتاب نمی‌پردازم، بلکه در این فرصت می‌کوشم صرفا در امتداد این کتاب دو نکته را به صورت مجمل مطرح کنم: نخست تاکیدی بر برخی نسبت‌های این پنج اقلیم حضور و دوم تاملی درباره جنبه‌های مثبت و منفی این شاعرانگی ما ایرانیان و حضور مداوم شاعران بزرگ‌مان در فرهنگ‌مان.
آقای دکتر شایگان در “پنج اقلیم حضور” برای توصیف عالم هر یک از شاعران بزرگ ما بر وجوه ممیزه و خصایص آثار و افکار و جهان‌نگری هر یک از آنها تاکید کرده‌اند. طبعا این همان کاری است که طبق تعریف کتاب “پنج اقلیم حضور” باید می‌کرده‌اند. اما شاید بتوان در ادامه آن توصیف‌های به جای خود درست، این را هم افزود که آن پنج اقلیم مشترکات شایسته توجهی هم دارند و جهان‌بینی‌های آنها درهم‌تنیدگی‌های جالبی نیز دارد که در نظر داشتن آنها هم به جای خود می‌تواند معرفت‌بخش باشد و تلاش برای پدیدارشناسی روح شاعرانه ایرانیان را کاملتر کند.
فردوسی شاعر حماسه است. در این تردیدی نیست. استاد مسلم حماسه است. اما همین حماسه‌سرای بزرگ و راوی چیره‌دست داستان‌های پهلوانی را خرد جمعی ایرانیان حکیم خوانده است. چرا؟ چون در شاهنامه سترگ او تاملاتی هست که شباهت‌های شایان توجه دارد با دیگر شاعر از این پنج تن که او را حکیم خوانده‌اند، یعنی خیام. کافی است فقط همین چند بیت نخست داستان رستم و سهراب را پیش چشم داشته باشیم ( از روی تصحیح استاد جلال خالقی مطلق نقل می‌کنم) که هم از لحاظ شیوه ادبی و شروع تصویری – سینمایی فوق‌العاده است و هم از حیث بلندی بیان و هم از حیث حیرت اندیشمندانه:
اگر تندبادی بر آید ز کنج به خاک افگند نارسیده ترنج
ستمگاره خوانیمش، ار دادگر؟ هنرمند گوییمش، ار بی‌هنر؟
اگر مرگ داد است، بیداد چیست؟ ز داد این همه بانگ و فریاد چیست؟
ازین راز جان تو آگاه نیست بدین پرده اندر تو را راه نیست
همه تا در آز رفته فراز به کس بر نشد این در راز باز
این حیرت حکیمانه که نظایرش در شاهنامه کم نیست از حیرت خیام در مواجهه با دنیا دور نیست. همچنانکه دم غنیمت‌شمری و خوش‌باشی پهلوانان در شاهنامه از راه حل خیامی دور نیست. اگر در رفتار و گفتار و کردار پهلوان پهلوانان – رستم – و در جهان‌بینی او هم تامل کنیم می‌بینیم هر جا پای نام و ننگ در میان نباشد او هم همان را می‌پسندد که خیام می‌پسندید. ( در گستردگی دغدغه‌های خیامی در ادب فارسی همین بس که ما به‌درستی نمی‌دانیم کدام رباعیات از همین تعداد معدود واقعا از خیام است ولی قطعا می‌دانیم برخی رباعیات منسوب به او سروده او نیست و از دیگرانی است مانند عطار و شاعرانی کم نام و نشان‌تر).
هر چند از سوی دیگر در شاهنامه و به ویژه با ماجرای کیخسرو که در “پنج اقلیم حضور” به آن اشاره شده است شاهنامه در پیوند با رویکرد عرفانی نیز قرار می‌گیرد، چنانکه سهروردی به آن بُعد توجه کرده و آن را برجسته ساخته است.
نزد حافظ هم که از دیرباز ایرانیان او را عارف می‌شمرند نیز هم عرفان هست از آنگونه که در نزد مولانا و هم حیرت از آنگونه که نزد خیام و فردوسی، همچنانکه زیستن در لحظه:
وجود ما معمایی است حافظ که تحقیقش فسون است و فسانه
***
سخن از مطرب و می گوی و راز دهر کمتر جو که کس نگشود و نگشاید به حکت این معما را
طبعا این جنبه‌ها نزد مولانا که وجودش یکسره شیدایی و سرخوشی عارفانه است جایی ندارد (هر چند ایرانیان “از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود / به کجا می‌روم آخر ننمایی وطنم” را نیز به او منسوب کرده‌اند تا او هم از این جنبه بی‌نصیب نمانده باشد!)، در عوض میان حافظ با او مشترکاتی عارفانه هست. حافظ گفته است:
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
مولوی با اوجی خاص خودش گفته است:
بازآمدم بازآمدم تا قفل زندان بشکنم وین چرخ مردم‌خوار را چنگال و دندان بشکنم
چرخ ار نگردد گرد دل این چرخ را بر هم زنم گردون اگر دونی کند گردون گردان بشکنم
داوود موسایی ـ عکس از جواد آتشباری
داوود موسایی ـ عکس از جواد آتشباری
هم مولانا و هم حافظ در قفس تن در عالم خاکی نمی گنجند و از راه دل در سودای پروازند: به بیان مولانا: “این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی/ راه شدی تا نبدی این همه گفتار مرا” یا “ما به فلک بوده‌ایم یار ملک بوده‌ایم / باز همانجا رویم جمله که آن شهر ماست” و به بیان حافظ با شیدایی و حال کمتر و استادی و زبان‌آوری بیشتر: “حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم/ خوشا دمی که از این چهره پرده برفکنم” یا “چنین قفس نه سزای چو من خوش­الحانی است / روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم”.
حافظ البته یکسره عارف نیست. به تعبیر استاد بهاءالدین خرمشاهی انسان کامل نیست کاملا انسان است و شاید همین سبب شده است که باز به تعبیر استاد خرمشاهی “حافظه تاریخی ما” باشد. چرا که این “انسانیت” به او این ظرفیت را داده است که عصاره همه شاعرانگی پیش از خود را از عرفان تا رندی در شعرش گرد بیاورد. هم حیرت و هم دم‌غینیمت‌شمری و هم عرفان و هم رندی را. این آخری ظرفیتش در سعدی بوده است و در حافظ به اوج کمال رسیده است. اما همان سعدی با همان ظرفیت از سویی و واقع‌گرایی و خردمندیی که او را با فردوسی در پیوند قرار می‌دهد از سوی دیگر، باز جنبه عرفانی هم دارد و می‌تواند بگوید:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد ساقیا باده بده شادی آن کاین غم از اوست
همانطور که مولوی چنین حالی داشت و می‌گفت “عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد / ای عجب من عاشق این هر دو ضد”.
این جنبه‌های درهم‌تنیده در کل فرهنگ ما گسترش داشته است و مثلا در عالم ابن‌سینا و سهروردی و ملاصدرا می‌شود رد و نشان این عوالم و شاعرانگی‌ها را یافت. این بخش را بیش از این ادامه ندهم و سخنم را خلاصه کنم. گمان نمی‌کنم بشود عناصر یا عنصر مشترکی یافت که میان هر پنج نفر از این اقالیم دائمی حضور در فرهنگ ما مشترک باشد اما می شود میان هر دو – سه تایی از آنها از مشترکاتی سراغ گرفت (چنانکه من اکنون صرفا بر اساس حافظه برخی از آن وجوه برایم تداعی شد و حتما کسانی با حضور ذهن بیشتر یا با تتبعی مختصر می‌توانند موارد فراوان رساتر و گویاتری بر آنها بیفزایند). بدین ترتیب به اصطلاحی که لودویگ ویتگنشتاین در فلسفه باب کرده است می‌توان گفت این پنج اقلیم حضور با یکدیگر شباهت خانوادگی دارند.
بروم به سراغ نکته دومی که در ذهن دارم. پس از انتشار این کتاب بحث‌هایی درگرفته است درباره اینکه حضور مدام این شاعران در زندگی ما مثبت است یا منفی و خوب است یا بد؟ برای تامل در این باره شاید بی‌وجه نباشد اگر در ابتدا این ملاحظه را مطرح کنم که این خوب و بد و خیر و شر جستن و یکسره مثبت یا منفی دیدن امور ظاهرا خود یکی از جنبه‌های سنت ماست که در جان‌مان رسوخ کرده است و لازم است نسبت به آن آگاهی و حساسیت نقادانه داشته باشیم. مگر قرار است امری – مثلا شاعرانگی ایرانیان – یکسره خوب یا بد باشد و عینا پذیرفته یا مطلقا رد شود؟ این دوحدی‌ها از کجا آمده است؟ قضایا جنبه‌های گوناگون دارند و نقادی یعنی ارزیابی منصفانه و عاری از حب و بغض و عشق و نفرت، فارغ از دلدادگی و کینه‌توزی. نفی این شاعرانگی نقادی آن نیست همانقدر که شیفتگی نسبت به آن نقادی‌اش نیست. اینکه میان ما خواندن یک بیت شعر کار ده استدلال منطقی و صد استناد علمی را می‌کند حتما جای نقد دارد. اینکه زبان ما و عالم مقال حاکم بر آن در طول زمان تغییرات اندکی داشته و پویایی تفکر را بدل به ایستایی تذکر کرده و علم را در حاشیه نشانده و مباحث صوفیانه و عرفانی را در مرکز قرار داده حتما جای نقد دارد. اما این همه ماجرا نیست. گناه عقب‌افتادگی‌های علمی و فکری و فرهنگی هم بر عهده شاعرانگی شاعران بزرگ‌مان نیست. تمدن و فرهنگ و جامعه کلیت‌هایی زنده‌ و اندام‌وارند. در یک جامعه سالم رشد یک جنبه مانع رشد دیگر جنبه‌ها نیست و چه و بسا همزاد رشد در دیگر زمینه‌ها هم باشد. اگر در وضعی تاریخی تعادل در جامعه‌ای بر هم خورد و جامعه از کنجکاوی و رشد در زمینه‌هایی بازماند به دنبال یک علت یا علت‌العلل نباید گشت. علت‌های مختلف در کار بوده است که همه را باید شناخت.
محمد منصور هاشمی ـ عکس از جواد درباره ایستایی زبان فارسی به سبب حضور آن اقلیم‌های شاعرانه می‌توان گفت زبان فارسی در حال حاضر به لطف نهضت ترجمه‌ای که در این سال‌ها در ایران به راه افتاده و شبکه ارتباطات جهانی که داده‌های بسیار گسترده‌ای را در اختیار کاربران قرار داده به سرعت در حال تغییر و تحول و گسترش است. زبان ما و به تبع آن جهان ما دارد بسط پیدا می‌کند و بسط امکانات زبان – به رغم ادیبان ملانقطی محافظه‌کار و ویراستاران وسواسی – ویرانی زبان نیست، رشد و توسعه آن است. البته این رشد و توسعه مثل هر تغییر و تحولی با اشکالاتی هم همراه است که طبیعتا به مرور زمان و با غربال زمانه آن اشکالات کم‌اثر خواهد شد.
اما از طرف دیگر حضور مستمر و زنده این اقالیم شاعرانه و اقانیم فرهنگی در سرزمین و تاریخ ما جنبه مثبت مهمی هم داشته است که در فرایند نقادی نباید آن را از نظر دور داشت. وجود این شاعران و حساسیت‌های شاعرانه ایشان، عالم ایرانیان را بزرگ کرده و همزاد سعه صدر و وسعت مشرب بوده و عرصه جولان تنگ‌نظری‌ها و نگرش‌های قالبی و قشری را کوچک کرده است. دین هر گروهی رنگ همان گروه را می‌گیرد. دین انسان‌های متمدن متمدنانه است و دین انسان‌های بدوی بدوی. به لطف این شاعران درک ما از دین و جامعه متمدنانه و تکثرباورانه بوده است. فرق است میان مردمی که دیوان حافظ را در مقام مفسر قرآن و لسان الغیب در امتداد قرآن می‌بینند با کسانی که ظاهرا فقط یک کتاب و ظاهر آن را می‌شناسند. به برکت وجود این میراث محترم ادبی است که در ایران جایی برای بدویت و توحش داعش و امثال داعش نیست. ذوق را نیز همچون خرد دست کم نباید گرفت. درک ذوق‌ورزانه و خردمندانه از دین در ایران پشتوانه‌ای به عظمت آن شاعرانگی و ذوق معنوی جاری و ساری در آن دارد. نفی ذوق معنوی، خردمندی نیست، بی‌ذوقی غیرخردمندانه است. ادبیات ما سرشار است از ذوق معنوی و درک زیبایی‌شناسانه از دین و فهم مراتب نسبت‌های رنگارنگ آدمیان با خدا و نفی زهدفروشی و دنیادوستی پنهان پشت دین، آنقدر که هیچ نیازی نمی‌بینم شاهدی از شاعران مورد بحث‌مان بیاورم.
بازگردم به همان مساله نقادی. این عالم شاعرانه وجود دارد و بودن آن یک امکان است. از این امکان می‌شود درست استفاده کرد. می‌شود این حضور را همواره بازخوانی و تحلیل کرد و بدین ترتیب آن را زنده نگه داشت بدون اینکه از آن تابویی مقدس ساخت. در این میراث شاعرانه بسی چیزهای قابل نقد هست اما امکانات رهایی‌بخش هم هست. یک مثال بزنم و سخنم را تمام کنم. سعدی سروده است:
ای کریمی که از خزانه غیب گبر و ترسا وظیفه‌خور داری
دوستان را کجا کنی محروم تو که با دشمن این نظر داری
این که شیخ اجل خلق خدا را به نحو بی‌وجهی به راحتی دشمن خدا خوانده دور از انصاف و نارواست. ولی همین سعدی این ابیات را هم دارد که شاهکار است و با فصاحت و بلاغت و ایجازی چشمگیر نکته‌ای ژرف را برجسته می‌کند :
یکی یهود و مسلمان نزاع می‌کردند چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم
به طیره گفت مسلمان گر این قباله من درست نیست خدایا یهود میرانم
یهود گفت به تورات می‌خورم سوگند وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانم
گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد به خود گمان نبرد هیچکس که نادانم
این بخش از سخنم را هم خلاصه کنم. ارزیابی انتقادی یعنی مجال تفکر. یعنی به جای تکرار و تلقین، بازخوانی و تحلیل کردن. شاعرانگی منافاتی با خردمندی ندارد. منافاتی با نقادی ندارد. بی‌خردی اما به افراط می‌انجامد در شاعرانگی یا در ستیز با شاعرانگی. افراط نقطه‌ای است که در آن بی‌ذوقی و بی‌خردی به هم می‌رسند.»

Shahnameh Tree

by Alireza Borojerdi

Salaam Doostan,

Mr. Ali Rezvani sent us the attached Shahnameh Tree. Many Thanks to him.

 

Shahnameh Tree

Change of Date for Next Shahnameh Khani Session: Now on Sunday January 4th

by Alireza Borojerdi

Doroud bar Doostan-e Aziz,

Please note: Due to the Holidays and some friends being away, our next session will be on Sunday January 4, 2014 from 5:00 pm to 8:00 pm. We won’t have a session on December 28th anymore. The sessions after January 4th will be the usual time which will be the 4th Sunday of each month; for example January 25th for January.

The program schedule will be as follows:

5:00 to 5:30 pm – Folks arriving, socializing;

5:30 to 6:30 pm – Continuing with the Story of Bijan va Manijeh;

6:30 to 7:00 pm – Break with refreshments; and

7:00 to 8:00 pm – Continuing with the story.

We will continue the story by following Volume 3 of “Shahnameh” by Dr. Jalal Khaleghi Motlagh (pages 303 to 397).

Refreshments will be provided by volunteers. Please feel free to bring something if like.

Change of Date for Next Shahnameh Khani Session: Now on Sunday January 4th

by Alireza Borojerdi

Doroud bar Doostan-e Aziz,

Please note: Due to the Holidays and some friends being away, our next session will be on Sunday January 4, 2014 from 5:00 pm to 8:00 pm. We won’t have a session on December 28th anymore. The sessions after January 4th will be the usual time which will be the 4th Sunday of each month; for example January 25th for January.

The program schedule will be as follows:

5:00 to 5:30 pm – Folks arriving, socializing;

5:30 to 6:30 pm – Continuing with the Story of Bijan va Manijeh;

6:30 to 7:00 pm – Break with refreshments; and

7:00 to 8:00 pm – Continuing with the story.

We will continue the story by following Volume 3 of “Shahnameh” by Dr. Jalal Khaleghi Motlagh (pages 303 to 397).

Refreshments will be provided by volunteers. Please feel free to bring something if like.

بیژن و منیژه و ویس و رامین

by mfmonfared

آگاه شدن افراسياب از دل باختن بيژن و منيژه بر يكديگر

Bizhan va Manizheh and Vis o Ram

داستان بیژن و منیژه یکی از اثرگذارترین داستان های شاهنامه است. جلال خالقی مطلق ارتباط  میان بیژن و منیژه و ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی را  بررسی کرده است.

Next Shahnameh Khani Session- 5:00 pm on Sunday, November 23rd at Khaneh Iran

by Alireza Borojerdi

Doroud bar Doostan-e Aziz,

Our next session will be on Sunday November 23, 2014 from 5:00 pm to 8:00 pm.

The program schedule will be as follows:

5:00 to 5:30 pm – Folks arriving, socializing;

5:30 to 6:30 pm – Continuing the Story of Bijan va Manijeh;

6:30 to 7:00 pm – Break with refreshments; and

7:00 to 8:00 pm – Continuing with the story.

We will continue the story by following Volume 3 of “Shahnameh” by Dr. Jalal Khaleghi Motlagh (pages 303 to 397).

Refreshments will be provided by volunteers. Please feel free to bring something if you are interested.

خلاصۀ منثور داستان بیژن و منیژه

by mfmonfared

 

7_bijano

خلاصۀ داستان بیژن و منیژه

برای دوستانی که دوست دارند پیش از شروع مطالعۀ داستان منظوم بیژن و منیژه، خلاصه ای منثور از این داستان را مطالعه کنند و دیدگاهی کلان دربارۀ داستان به دست آورند، این خلاصه را   دردسترس قرار می دهم. پس از مرور وبسایت های گوناگون و دیدن خلاصه های مختلف، این خلاصه را کامل تر و مفید تر یافتم. این کتاب از سایت کتابناک که پایگاه دانلود رایگاه کتاب های الکترونیکی است بارگذاری کرده ام.

 

داستان بیژن و منیژه

by mfmonfared

brogel_21120000_1

بیژن شاهنامه کیست و نهاد تاریخی او چیست؟

،دوستان عزیز

پس از چند ماه امروز داستان دیگری را آغاز می کنیم. همچون گذشته، هر هفته مقالۀ تازه ای را برای مطالعه در اختیار دوستان قرار خواهم داد. این کار را تاجایی که مقاله ای مرتبط با داستان مورد مطالعه وجود داشته باشد ادامه خواهم داد. به عنوان نخستین مقاله، ترجمۀ فارسی مدخل بیژن از دانشنامۀ ایرانیکا را انتخاب کرده ام. نویسندۀ مقاله دکتر جلال خالقی مطلق است و اطلاعات اساسی مربوط به شخصیت بیژن در شاهنامه و خلاصه گونه ای از داستان بیژن و منیژه در این مقاله آورده شده است

Daastaan-e Bijan va Manijeh – from YouTube

by Alireza Borojerdi

Ba Doroud,

Reading Bijan va Manijeh in our next session on Sunday, October 26, 2014 at Khaneh Iran

by Alireza Borojerdi

Ba Doroud,

Our next session will be on Sunday October 26, 2014 from 5:00 pm to 8:00 pm.

The program schedule will be as follows:

5:00 to 5:30 pm – Folks arriving, socializing;

5:30 to 6:30 pm – Starting the Story of Bijan va Manijeh;

6:30 to 7:00 pm – Break with refreshments; and

7:00 to 8:00 pm – Continuing with the story.

We will study the story by following Volume 3 of “Shahnameh” by Dr. Jalal Khaleghi Motlagh (pages 303 to 397). Folks can obtain the book, use another reference like the one in http://www.shahnameh.eu as attached to this post, or share with people who already have a copy of Dr. Khaleghi’s book.

Refreshments will be provided by volunteers. Please feel free to bring something if you are interested.

The program will be free to all. Donations are appreciated and will go to Khaneh Iran.

Hope to see you all on October 26th!

shahnameh

 

 

 

Next Shahnameh Khani Session – October 26, 2014 at Khaneh Iran

by Alireza Borojerdi

Doroud bar hameye Doostan

We finished the story of Rostam va Sohrab in our Oct. 5th Session. Our next session will be on Sunday October 26th at Khaneh Iran (5:00 pm to 8:00 pm).

We are planning to start the story of Bijan va Manijeh which is one of the most romantic stories of Shahnameh.

After a lot of brainstorming, we decided to follow the story from Dr. Jalal Khaleghi Motlagh’s book. Dr. Khaleghi’s Shahnameh comes in 8 volumes. The story of Bijan va Manijeh will be in Volume 3 (pages 303 to 397). Folks can either buy the book, or follow another copy of Shahnameh, or share the available copies of Dr. Motlagh’s book at the session.

Hope to see you all on October 26th.

Next Shahnameh Khani Session: October 5, 2014 (5:00 to 8:00 pm)

by Alireza Borojerdi

Ba Doroud,

Our next session will be on Sunday October 5, 2014 from 5:00 pm to 8:00 pm.

The program schedule will be as follows:

5:00 to 5:30 pm – Folks arriving, socializing;

5:30 to 6:30 pm – Continuation of the Story of Rostam va Sohrab;

6:30 to 7:00 pm – Break with refreshments; and

7:00 to 8:00 pm – Continuing with the story and hopefully finishing it.

Refreshments will be provided by volunteers. Please feel free to bring something if you are interested.

The program will be free to all. Donations are appreciated and will go to Khaneh Iran.

Please review the “Rostam va Sohrab” handout presented in the weblog and if possible, bring a printed copy to the session for your own use.

We are hoping to finish the story of Rostam va Sohrab in this session and start the story of Bijan and Manijeh from the October 26th session.

Hope to see you all on October 5th!

Update on our next Shahnameh Khani Session

by Alireza Borojerdi

Ba  Doroud bar hameye doostan

Our regular date for the next session would have been Sunday, September 28th. Unfortunately, that day would not work for me. So I thought we might be able to have our next session on Sunday, October 5th. I have contacted IAB to see if Khaneh Iran is available on October 5th. I will let you know as soon as I hear back from them. The session after that will be on Sunday October 26th which would be the fourth Sunday of October and our regular date.

We will continue with the story of Rostam va Sohrab in our next session and hopefully finish that.

We will start our next story on 10/26/14. We will study the story of Bijan va Manijeh. Our source will be “Shahnameh.pdf” that can be downloaded from the site:

http://www.shahnameh.eu

Dr. Javad Moulai was kind enough to download and compress the pages so there would be less printing required. Thank you.

I will provide a scanned copy on this blog before we start the story so we can print the compressed form.

Thanks and save the October 5th date. I will confirm that as soon as I hear back from IAB.

Regards

ایران در شاهنامه – دکتر حسن انوری

by Alireza Borojerdi

Doroud,

The following link was provided by Mr. Mohammad Gharooni regarding the whereabouts of places in the ancient Iran as mentioned in Shahnameh . Thank you.

تارنمای مجله بخارا

ایران در شاهنامه – دکتر حسن انوری

شاهنامه تا خداینامه (جستاری درباره ی مآخذ مستقیم و غیرمستقیم شاهنامه ی فردوسی) – بخش نخست

by Alireza Borojerdi

The following link was provided by Mr. Mohammad Gharooni. The article is about the resources used in Shahnameh, by Dr. Jalal Khaleghi Motlagh.

Thank you Mr. Gharooni.

 

http://iranchehr.com/?p=4685

 

Next Shahnameh Khani Session: August 24, 2014 (5:00 to 8:00 pm)

by Alireza Borojerdi

Ba Doroud,

The 14th Session of Shahnameh Khani  will be on Sunday, August 24, 2014.

The program schedule will be as follows:

5:00 to 5:30 pm – Folks arriving, socializing;

5:30 to 6:30 pm – Continuation of the Story of Rostam va Sohrab;

6:30 to 7:00 pm – Break with refreshments; and

7:00 to 8:00 pm – Continuing with the story.

The program will be free to all. Refreshments will be provided by volunteers. Please feel free to bring something if you are interested.

Donations are appreciated and will be given to Khaneh Iran.

Good News: Our good friend, Dr. Javad Moulai found an impressive site on Shahnameh:

http://www.shahnameh.eu

This site apparently has the whole Shahnameh on line with a bunch of other articles and useful information including the book “Vazheh Namak” by Dr. Abdolhossein Nooshin which has the meaning of the difficult words of Shahnameh. The other benefit of this site is that we can use parts of its Shahnameh for reading in our sessions without worrying about copyright issues as long as we give the reference. I would like to thank  Javad and request that we reveiw the site and evaluate the quality of the copy of Shahnameh posted on it to confirm we can use it for our sessions.

Looking forward to seeing you all on Sunday August 24th!

Pirooz basheed.

 

Next Shahnameh Khani – Sunday, July 27, 2014

by Alireza Borojerdi

Doroud Beh Hameye Doostan,

Our next Shahnameh Khani Session will be on Sunday, July 27th.

The program schedule will be as follows:

5:00 to 5:30 pm – Folks arriving, socializing;

5:30 to 6:45 pm – Continuation of the Story of Rostam va Sohrab (Starting from Page 21 of the attached handout);

6:45 to 7:15 pm – Break with refreshments; and

7:15 to 8:30 pm – Continuing with the story.

The program will be free to all. Refreshments will be provided by volunteers. Please feel free to bring something if you are interested.

Donations are appreciated and will be given to Khaneh Iran.

Hope to see you all on Sunday July 27th!

Rostam va Sohrab

by mfmonfared

9ddb9bcc3b9d1fa79c10466d7fa723c2_XL

 با توجه به موضوع سخنرانی امروز جناب آقای دکتر فقیه، یعنی خرد در شاهنامۀ فردوسی بد نیست که دوستان از انتشار این کتاب هم آگاهی داشته باشند. کتاب شکوه خرد در شاهنامۀ فردوسی نوشته محمود رضایی دشت ارژنه در سال 1392 از سوی انتشارات علمی فرهنگی به چاپ رسیده است. برای آگاهی بیشتر می توانید به پیوند زیر مراجعه کنید:

http://www.ical.ir/index.php?option=com_k2&view=item&id=17913%3A%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%87-%D8%AE%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C&Itemid=8

 

رستم از دیدگاه فردوسی در غمنامۀ رستم و سهراب

by mfmonfared

R va S

Rostam az Didgahe Ferdowsi

باز هم داستان رستم و سهراب. آیا تصویری که فردوسی از رستم در داستان رستم و سهراب به دست می دهد، با تصویر رستم در دیگر بخش های شاهنامه متفاوت است؟ اساسا این تصویر چه ویژگی ؟  هایی دارد و چگونه ترسیم شده است؟ مقالۀ دکتر محمد علی سجادی می تواند پاسخی شایسته برای این پرسش ها باشد.

تحلیل داستان رستم و سهراب بر اساس نظریه های روایت شناسی

by mfmonfared

famous-narrative-art-paintings-u2

Revaayatshenasi

روایت شناسی یکی از مباحث نوین و بسیار جذاب در نقد ادبی امروز است. نظریه های روایت شناسی، امروزه برای اسطوره شناسان، مورخان و ادیبان و در مجموع جویندگان هر معرفتی که به گونه ای با روایت سر و کار دارد، از اهمیت بسیار برخوردار است. روایت داستان رستم و سهراب نیز از این منظر در خور نگرش است و نویسندگان این مقاله به این مهم پرداخته اند. مطالعۀ این مقاله زوایای دیگری از داستان رستم و سهراب را روشن خواهد کرد.

Shahnameh Khani Anniversary Sunday, June 22, 2014, 5:00 pm to 9:00 pm

by Alireza Borojerdi

Salaam Doostan,

Our Twelfth Session will be on Sunday, June 22nd. Shahnameh Khani dar Boston will be one year old on that day! Looking forward to celebrate our 10th anniversary in the future!

Due to the Summer weather, we decided to start the next session a little later so we can all enjoy the longer days.

The program schedule will be as follows:

5:00 to 5:30 pm – Folks arriving, socializing;

5:30 to 6:15 pm – Professor Faghih’s talk on the concept of “Kherad dar Shahnameh”;

6:15 to 6:35 pm – Question and Answer/ discussions;

6:35 to 7:00 pm – Break with refreshments; and

7:00 to 9:00 pm – Continuation of the Story of Rostam va Sohrab (Page 17 of the Handout).

Hope to see you all on Sunday June 22nd!

شعرهای قلابی در شاهنامۀ فردوسی

by mfmonfared

Gordafarid

Sherhaye Ghollabi dar Shahnameh

 باز شناسی ابیات اصیل شاهنامۀ فردوسی از ابیات افزوده و به تعبیر حسین مسرور، قلابی، هماره یکی از دغدغه های شاهنامه پژوهان بوده است. شاهنامه نیز همچون بسیاری دیگر از متون فارسی، دستخوش دستبرد، افزایش و کاهش، کاتبان و ناکاتبان شده و ابیاتی بدان راه یافته است که گاهی شناخت این افزوده ها، از ابیات اصیل شاهنامه به هیچ عنوان کار ساده ای نیست. حسین مسرور در مقاله ای که پیش رو دارید، کوشیده است برخی ابیات نادرست و افزوده در داستان رستم و سهراب، در بخش رویاریی سهراب و گردآفرید را بازشناسد.

A Note on June 1st Shahnameh Khani Session

by Alireza Borojerdi

Ba salaam,

We had our Eleventh Session of Shahnameh-Khani at Khaneh Iran on Sunday, June 1, 2014. The session started with Professor Faghih’s lecture on the Concept of “Jaan” in Shahnameh. The lecture was about 40 minutes and was followed by about an hour of discussions, questions, and answers.

I would like to thank Professor Faghih for giving us his valuable time. I know that he is very busy with his research and scientific/ cultural activities. He is active in international organizations and magazines and I really appreciate his lecture that was based on years of research and study.

Professor Faghih was originally going to talk about “Jaan, Kherad, va Hekmat-e Ferdowsi” in Shahnameh. The talk would be long, so I requested that Professor Faghih break his lecture into several 45-minute sessions. He agreed to talk about “Jaan”, “Kherad”, “Hekmat”, and “Ostooreh” in Shahnameh in different sessions so each session would be around 45 minutes, followed by 15 to 30 minutes of question and answer.

The drawback to this division is that some of the concepts are inter-related and we need to wait for the future sessions to fully grasp the concept at hand. This of course will require enthusiasm and patience.

In the future sessions when we have a speaker, I am contemplating to start the session a little earlier and have the talk/Q and A wrapped up before 6:00 pm. The folks who would rather skip the lecture could arrive at that time so they wouldn’t have to be present for the lecture part of the session. I think that would be more respectful to the speaker, and more convenient for the people who want to listen to the lecture or who only want to be present for the Shahnameh-Khani part.

Best regards!

مبانی و کارکردهای شهریاری در شاهنامه و اهمیت آن ها درسنجش خرد سیاسی در ایران

by mfmonfared

Kerad

Mabani Va Karkarde Shahryari

 مقالۀ باقر پرهام در بارۀ مبانی و کارکردهای شهریاری در شاهنامه  را باید بارها خواند. نگاه اشرافی نویسنده به کلیت و ماهیت اندیشه سیاسی در شاهنامه و تسلط او بر شاهنامه برای به دست دادن شواهد دیدگاه های خود، از نکات برجستۀ این مقاله است. رفت و آمد های متناوب نویسنده میان خرد سیاسی باستان و اندیشۀ سیاسی امروزین و به دست دادن تصویری نسبتا جامع از منظومۀ فکری فردوسی، به مقاله چهره ای شاخص بخشیده است. پرهام، از صفحۀ صد و ده به بعد، برای یکی از مهمترین پرسش ها دربارۀ داستان رستم و سهراب پاسخی شایسته ارائه کرده است.

Revised Schedule for June 1st Session

by Alireza Borojerdi

Ba salaam,

Some folks requested to have more time for Dr. Faghih’s lecture so they will be able to discuss the issues and ask questions. I talked to Dr. Faghih and he graciously agreed to divide his lecture into several sections. This coming Sunday, he will talk about the concept of “Jaan” in Shahnameh. The lecture will be around 45 minutes, followed by about 15 minutes of discussions, questions, and answers. The concepts of “Kherad” and “Ostooreh” will be discussed in future sessions.

We will continue with the story of Rostam va Sohrab after the lecture. I have attached it to this post for ease of use. If possible, please bring a printed copy for your own use.

Best Regards

Rostam va Sohrab

 

آسیب شناسی سیاسی شهریاری در شاهنامۀ فردوسی

by mfmonfared

Kherad

ASIBSHENASI

مقالۀ حاضر به موضوع خرد در شاهنامۀ فردوسی پرداخته و خرد سیاسی را در این اثر ماندگار واکاوی کرده است. مقالۀ آز و داد: آسیب شناسی شهریاری در شاهنامۀ فردوسی، نوشتۀ دکتر تقی رستموندی، از این منظر، مقاله ای بسیار ارزشمند است.  مولف در این مقاله می کوشد نشان دهد که چگونه فردوسی به یافتن ریشه ها و زمینه های زوال و انتقال قدرت، در دو دوران اسطوره ای و تاریخی و یا دو شهریاری جهانی و کشوری اهتمام ورزیده است. فردوسی در  فرازهای گوناگون شاهنامه، تقابل دو مفهوم آز و داد و نقش آنان در زوال و بقای قدرت شهریاری را نشان داده است. مطالعۀ این مقاله می تواند به درک بهتر یکی از جنبه های مفهوم خرد در شاهنامۀ فردوسی یاری رساند.

11th Session of Shahnameh Khani: 4:30 to 8:00 pm on June 1st at Khaneh Iran

by Alireza Borojerdi

Ba Salaam,

Our next session will be on Sunday June 1st. Some of us were at the IAB  Poetry night on Friday, May 16th and some might have read the post by Dr. Monfared. Then you probably know that Dr. Faghih’s talk was done in two parts with the second part starting close to 11:00 pm. Some people had to leave due to other obligations or the late timing. Those of us who stayed found the talk very interesting and informing.

So we decided to ask Dr. Faghih to repeat the second part of his talk that was about the concept of “Jaan va Kherad dar Shahnameh” in our next session. We are happy to inform you that Dr. Faghih accepted to do that and we hereby express our gratitude.

Our next program will be as follows:

4:30 to 5:00 pm – Folks arriving, socializing;

5:00 to 6:15 pm – Dr. Faghih’s talk concentrated on Jaan, Kherad, va Hekmat-e Ferdowsi dar Shahnameh;

6:15 to 6:30 pm – Question and Answer;

6:30 to 7:00 pm – Break with refreshments; and

7:00 to 8:00 pm – Continuation of the Story of Rostam va Sohrab.

Hope to see you all on Sunday June 1st!

یادداشتی بر یک سخنرانی

by mfmonfared

Dr. Faqih

نگاهی به سخنرانی پروفسور فقیه در بارۀ حکمت و خرد در شاهنامۀ فردوسی

شب گذشته پروفسور نظام الدین فقیه در کانون ایرانیان بوستون دربارۀ حکمت و خرد در شاهنامۀ فردوسی به سخنرانی پرداختند. دوستداران شاهنامه و علاقه مندان دکتر فقیه از این سخنرانی استقبال خوبی کرده بودند. هر چند برنامه های دیگری چون اجرای موسیقی سنتی این سخنرانی را به دو بخش تقسیم کرد، سخنرانی ایشان پس از این برنامه ها ادامه یافت و به سرانجام رسید. پیش از اینکه به اصل سخنرانی بپردازم، ترجیح می دهم به اختصار از جایگاه علمی دکتر فقیه سخن بگویم.

جایگاه علمی دکتر فقیه

نظام الدين فقيه در سال 1332 در شهرستان استهبان (یا اصطهبان) ديده به جهان گشود. وي پس از آنکه تحصيل در دوران متوسطه را در تهران به پایان برد، براي ادامه تحصيل به انگلستان سفر کرد و در سال 1354 موفق شد مدرك کارشناسی خود را در رشتۀ مهندسی مکانیک و مديريت مهندسي دریافت کند. او یک سال بعد کارشناسی ارشد خود را گرفت و سرانجام در سال 1358 به اخذ مدرك دكترا در مهندسی سیستم از آن كشور نايل آمد.

   دكتر فقيه در سال 1359 به عضويت هيأت علمي تمام وقت دانشگاه شيراز درآمد و هم اكنون با مرتبه علمي استاد پايه سی در رشته مدیریت صنعتی همكاری دارد و از سوی وزارت علوم، تحقيقات و فنّاوري در ارديبهشت 1381 به عنوان استاد نمونه كشور انتخاب و معرفی شده است.

       وی در برخی از نهادها و انجمن های معتبر علمی- تخصصی داخلی و جهانی مانند آکادمی علوم نیویورک، دیده بان جهانی کارآفرینی، شورای سیاست گذاری پژوهش های جهانی کارآفرینی و سازمان  جهانی دانشمندان بدون مرزعضویت دارد. بسیار افتخارآمیز است که دانشنامه های معتبر و شناخته شدۀ مشاهير جهان در چاپ‌ها و ویرایش های متعدد خود شرح حال او را نگاشته اند. از این شخصیت ارزشمند علمی بيش از هشتاد مقالۀ در مجلات معتبر علمي – پژوهشی، ترویجی داخلی و خارجی و مجموعه مقالات كنفرانس های داخلی و بين المللی انتشار یافته است. او همچنین تألیف سی و شش عنوان كتاب تخصصی و بین رشته ای را در کارنامۀ علمی خود ثبت کرده است.

دکتر فقیه بنیان گزاری و اولین سردبیری مجله بين المللي علوم اطلاع رساني و فنّاوري اطلاعات (IJIST) را به زبان انگليسي و در سطح جهانی بر عهده داشته و هم اکنون نیز بنیان گزاری و سردبیری مجله بین المللي پژوهش های جهانی كارآفرینی (Journal of Global Entrepreneurship Research) را با هیات تحریریه بین المللی و انتشار به زبان انگليسي، در سطح جهانی، عهده دار است. وی همچنين بنیان گزار و سردبیر فصلنامۀ فارس معاصر(بنیاد فارس شناسی) است و همچنین به عنوان عضو هيأت تحريريه در انتشار 7 مجله معتبر علمي – پژوهشي و 2 مجله علمی – ترویجی شركت فعال دارد.

یادداشتی دربارۀ سخنرانی

موضوع سخنرانی بسیار ارزشمند بود و مخاطبی که تا پایان سخنرانی را دنبال می کرد، می توانست در سطوح مختلف با آن ارتباط برقرار کند. من در این یادداشت تنها می خواهم دربارۀ درک خود از آن سخنرانی بنویسم.

به گمان من، از منظر تلاش برای حفظ زبان فارسی و دور نگه داشتن آن از خطر اضمحلال، کار فردوسی حلقه ای است از تلاشی که دست کم دو سده پیش از زمان او آغاز شده بود. در این روند، سامانیان نقش ویژۀ خود را ایفا کردند. آنان با فراهم آوردن حمایت مالی و سازماندهی ترجمۀ متونی چون تاریخ طبری و تفسیر طبری از زبان عربی به زبان فارسی در مسیر پیشبرد زبان فارسی گامی بزرگ برداشتند. گردآوری میراث پهلوانی و حماسی ایران، از پیش آغاز شده بود و فردوسی آن تلاش ها را به بار نشاند و کامل کرد.

به رغم اینکه از نظر زبانی (حفظ زبان فارسی)، فردوسی روندی را که در خلال چند سده دنبال شده بود به سرمنزل مقصود رساند، ولی انگیزه های او در آفرینش شاهنامه به هیچ روی محدود به این هدف نبود. میثمی در کتاب تاریخنگاری ایرانی خود، به درستی نشان می دهد که کارهای پیشین با نوعی تلاش برنامه ریزی شده برای تقابل فلسفی با اندیشۀ هزاره گرایانۀ اسماعیلیه همراه بود. فردوسی  افقی بزرگ تر را می دید و هدفی برتر از حفظ زبان فارسی را بر عهده گرفته بود. این هدف همان است که جریان های فلسفی زمان، به ویژه اسماعیلیان در رساله های علمی و فلسفی خود دنبال می کردند و بارزترین نمونۀ آن رسائل اخوان الصفا است.

جریان تعطیل عقل در پاره ای از سرزمین های اسلامی به جریانی تناور و مسلط بدل شده بود. در خراسان روزگار غزنویان، کلام اشاعره عرصه را بر اندیشه ورزان روزگار تنگ کرده بود و به ستیزی سازمان یافته با جریان عقل گرایی برخاسته بود. ابوالفضل بیهقی در عرصۀ تاریخنگاری، دربرابر تسلط کلام اشعری محیط فکری آن روزگارواکنشی در خور تقدیر نشان داد. با این حال بیهقی، به دلایل گوناگون به منظومۀ اندیشۀ ایرانی دلبستگی نداشت و آن خرد گرایی به چارچوب تاریخنگاری او محدود ماند و هرگز هم از سوی دیگرتاریخنگاران درک نشد.

در روزگار تسلط کلام اشعری در خراسان و هنگامۀ تلاش های سامان یافته برای تعطیل اندیشیدن، فردوسی ظهور کرد. او خود می گوید:

بسی رنج بردم در این سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

شایان نگرش اینکه فردوسی در این بیت نمی گوید زبان فارسی را زنده کرده است، بلکه می گوید “عجم” (غیر عرب یا ایرانی) را با استفاده از زبان فارسی (در جایگاه یک وسیله و نه یک هدف) زنده کرده است. طرح فردوسی در شاهنامه، فراتر از نجات زبان فارسی و پاسداری از میراث اسطوره ای، پهلوانی و تاریخی ایران  است، هرچند به عنوان بخش مهمی  از این طرح، او این هدف ها را هم دنبال کرد. فردوسی به دنبال ایستادگی در برابر جریان تعطیل عقل است. بسا و بسیار دریغا که ایرانیان تنها آن بعد ادبی تلاش فردوسی را برجسته کردند و از پرداختن به طرح اساسی فردوسی در احیای خردباستانی ایران سرباز زدند و نتوانستند با چنگ زدن به ریسمان ستبری که فردوسی برایشان فراهم آورده بود، از مانداب تعطیل خرد رهایی جویند.

برای من سخنان پروفسور فقیه از این دریچه ارزشمند و درخور نگرش است. او در نظر داشت این طرح کلان فردوسی را برای باززایی خرد باستانی وحکمت خسروانی معرفی کند و آن را به دیگر جریان های اندیشه ورزی در روزگاران پس از فردوسی پیوند زند. به گمان من چند نکته سبب شد درونمایۀ بسیار ارزشمند این سخنرانی به گونه ای که شایسته و بایسته بود آشکار نشود. نخست اینکه دکتر فقیه به دلایلی کاملا قابل درک ترجیح داد در پرده سخن بگوید و آشکارا از جریانی که برای بازداشتن خردورزی در ایران روزگار فردوسی در کار بود سخن نراند. بنا به هر دلیل، این خواست

دکتر فقیه بود و ما آن را می پذیریم از این رهگذر بر او خرده نمی گیریم.

دو ویژگی دیگر سخن دکتر فقیه نیز به ناگشوده ماندن هستۀ ارزشمند سخنرانی ایشان دامن زد. نخست، ویژگی ساختاری سخنرانی ایشان بود. شاید اگر دکتر فقیه از آن مقدمات ارزشمند در باب زندگی فردوسی و مسائل پیرامون ارتباط او با غزنویان و شاهنامه چشم می پوشید، زمان کافی برای طرح روشن تر مقصود اصلی او فراهم می آمد. با این حال، باید پذیرفت که مخاطب عام سخن ایشان به مرور مقدمات و آرایش آن تمهیدات نیاز داشت و شاید بدون آن مقدمات ورود به موضوع اصلی ناپخته و ناسنجیده به نظر می رسید. شاید اگر این مقدمات طرح نمی شد، باز هم من می نوشتم که ایشان بدون تمهید مقدمات بایسته به بحث اصلی وارد شدند و بهتر بود مقدماتی چنین بیان می شد!

با تکیه بر ویژگی نخست است که می خواهم به ویژگی دیگری که سبب شد سخن دکتر فقیه چنانکه بایسته بود پرده از رخ نگشاید اشاره کنم، آن هم موضوع مخاطب شناسی است. سخن دکتر فقیه باید در جمع کسانی طرح می شد که از سویی با جریان کلی فکر تاریخی در دو عصر باستانی و اسلامی ایران آشنایی داشتند و از سوی دیگر با جریان اندیشۀ فلسفی و اندیشۀ سیاسی، باز هم در این دو دوران اساسی تاریخ ایران بیگانه نبودند. سوگمندانه، به باور من، حتی کلاس های دکترای رشته های تاریخ و ادبیات فارسی در کشور ما با این مقدمات آشنایی کامل ندارد. گمان می کنم اگر این بحث در قالب یک رشتۀ دانشگاهی همچون رشتۀ شاهنامه پژوهی در مقطع دکترا، برای جویندگان موانع رشد اندیشۀ سیاسی در ایران مطرح شود، جای مناسب خود را یافته است و در این حال هم به طراحی چندین درس مختلف برای پوشش دادن ابعاد مختلف چنین بحثی نیاز است. به همین دلیل، شاید بهتر بود تنها بخش نخست سخنرانی دکتر فقیه دربارۀ فردوسی و شاهنامه در این جمع ایراد، و بخش دوم آن در زمانی دیگر و برای جمعی دیگر طرح می شد. در آن صورت هم، البته موضوع سخنرانی یعنی حکمت و خرد در شاهنامۀ فردوسی نادیده گرفته شده بود و این نیز پسندیده نبود. با دریغ و درد می نویسم که مخاطبان راستین فردوسی، یعنی ایرانیان، هرگز طرح فردوسی برای بازاندیشی و باز آفرینی خرد باستانی و حکمت خسروانی را درنیافتند که اگر این شناخت فرخنده رخ می داد، تاریخ ما مسیری دیگر در پیش می گرفت: یکی داستان است پر آب چشم!

باری انگیزۀ اصلی من از نگارش این یادداشت سپاسگزاری از پروفسور است برای سخنان اندیشه برانگیز و بسیار ارزشمندشان. بسیار خوشحالم که ما در نشست های شاهنامه خوانی، از نعمت ارزندۀ وجود دکتر فقیه برخورداریم و می توانیم در این زمینه بیشتر گفتگو کنیم. آرزو می کنم بتوانیم در نشست و نشست هایی دیگر، هنگامی که توانستیم آشنایی با پوستۀ زبانی شاهنامه را پشت سر بگذاریم، از دکتر فقیه درخواست کنیم به موضوع بازگردند و گفتگوهای دراز دامنه ای را در این باره سامان دهیم.

غمنامۀ رستم و سهراب

by mfmonfared

8f7a52b1-4875-4735-afc5-1b33cddca099

noormags-غمنامه_رستم_و_سهراب__تضاد_عشق_و_حماسه-152419_365412

مهدی قریب در مقاله ای دربارۀ داستان رستم و سهراب از تضاد میان عشق و حماسه در این داستان سخن می گوید. خواندن این مقالۀ بسیار ارزشمند را به دوستان توصیه می کنم.

Wisdom of Ferdowsi – Talk by Dr. Faghih on May 16th

by Alireza Borojerdi

Salaam Doostan,

In the last session we talked about Dr. Faghih talking about “Mafhoome jaan va Kherad dar Shahnameh Ferdowsi”  or Wisdom of Ferdowsi in our next session. Meanwhile, Dr. Faghih was asked to give the same talk at the coming IAB poetry night on May 16th (this coming Friday). Therefore, I would like to ask all the interested friends to make it to the Friday Poetry night and enjoy the talk. We will then continue with our regular Shahnameh Khani in our June 1st Session (continuation of the story of Rostam va Sohrab) and we won’t bother Dr. Faghih to repeat the talk.

Hope to see you all on Friday evening at 8:00 pm and then on Sunday June 1st at 4:30 to 8:00 pm.

Regards

داستان رستم و سهراب و زیربنای منطقی حکایت در شاهنامه

by mfmonfared

omidsalar

زیربنای منطقی حکایت در شاهنامه

مقالۀ دکتر محمود امید سالار دربارۀ زیربنای منطقی حکایت رستم و سهراب در شاهنامه، یکی از جذاب ترین نوشتارها دربارۀ این داستان است. امید سالار به بررسی جایگاه این داستان در ساختار کلی و منطقی شاهنامۀ فردوسی می پردازد. او با واکاوی این جایگاه ، می پرسد چرا فردوسی در در دیگر جای های شاهنامه چندان سخن و نام سهراب را به میان نیاورده و بدو نپرداخته است. دیدگاه های بدیع و بسیار گیرای امید سالار در پاسخ به این پرسش ارزش چند بار خوانده شدن را هم دارد.

Next Session of Shahnameh Khani: Sunday June 1st

by Alireza Borojerdi

Salaam Doostan,

We usually have our sessions at the 4th Sunday of each month. The 4th Sunday of May will be part of the Memorial Day weekend which might not be convenient for some of our friends. I emailed IAB and requested to postpone our session to June First and they accepted that, for which I am grateful. The details of the program will be announced later. Please mark your calendars.

Regards

همۀ ما فرزندان فردوسی هستیم

by mfmonfared

MirKazzazi

نشست شاهنامه پژوهی و رونمایی از بازنوشت شاهنامه

http://ibna.ir/vdchkwnz-23nwzd.tft2.html

اگر تندبادی برآید زکنج

by mfmonfared

toranj_25_20091020_1432126132 (1)

کنج در مقدمۀ داستان رستم و سهراب

 در نشست پیشین شاهنامه خوانی، دربارۀ یکی از ابیات مقدمۀ داستان رستم و سهراب سخن رفت. این مقاله، بحث ها و گمانه های مختلف در این باره را در بر دارد. ضمنا، دربارۀ بررسی تطبیقی داستان رستم و سهراب با موارد مشابه در ادبیات جهان پیشتر مقالۀ دکتر محمود کمالی در اینوبلاگ قرار داده شده است و علاقمندان می توانند، برای آشنایی با آن مبحث مقالۀ مورد اشاره را مطالعه فرمایند.

تحلیل شخصیت در داستان رستم و سهراب

by mfmonfared

Tahlile Shakhsyat

Psychology

یکی از مهمترین شاخه های مطالعات علوم انسانی مطالعات بینارشته ای (Interdisciplinary) است.  در پژوهش های ادبی نوین، پژوهشگران در تحلیل متون ادبی همواره از یاری دانش های دیگری همچون تاریخ، زبانشناسی و روانشناسی  بهره می برند. در نوشتار حاضر (تحلیل شخصیت در داستان رستم و سهراب) که حاصل کوشش یک دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی و همراهی دو تن از استادان اوست، با یک پژوهش بینارشته ای سر و کار داریم. تحلیل روانشناختی شخصیت های داستان رستم و سهراب (رستم، سهراب و کیکاووس) موضوع اصلی این نوشتار است.

by mfmonfared

FerdosiStatue

Hme ta Dare Az Rafte Faraz

   همه تا در آز رفته فراز                          به کس بر نشد این در راز باز

این بیت در مقدمۀ داستان رستم و سهراب، بیتی بحث برانگیز است. دشواری و پیچیدگی معنای این بیت مرا بر آن داشت مقاله ای را که آقای ابوالفضل خطیبی در توضیح این بیت نوشته اند در اینجا قرار دهم. خطیبی دیدگاه های گوناگون را یاد کرده و در پایان به بیان تفسیر خود از بیت مورد نظر پرداخته است. او معنای آز در این بیت را “نیاز طبیعی آدمی” دانسته و براین اساس بیت را معنی کرده است. برای آگاهی از تفصیل دیدگاه او این نوشتار را مطالعه کنید.

رنج آز: نگاهی دیگر به داستان رستم و سهراب شاهنامه

by mfmonfared

Rostam va Sohrab

Ranje Az

رنج آز: نگاهی دیگر به داستان رستم و سهراب شاهنامه

مقالۀ حاضر نوشتۀ محمد کلباسی است. او یک بار دیگر داستان رستم و سهراب را مرور کرده و در خلال بازخوانی این داستان شگفت، اندیشه های تازه ای ارائه می کند. خواندن مقاله را به دوستداران شاهنامه و دنبال کنندگان داستارستم و سهراب توصیه می کنم.

Shahnameh Language/ How to Read Shahnameh: Rostam va Sohrab – Read by Mr. Esmaeil Ghader Panah

by Alireza Borojerdi

Listening to the following YouTube videos would help familiarize me with the language and tone of Shahnameh-Khani.

Story of Rostam and Sohrab starts at Minute 10:30 of the first video.

 

 

 

 

Next Shahnameh-Khani Session: Sunday April 27th from 4:30 to 8:00 pm at Khaneh Iran

by Alireza Borojerdi

Salaam Doostan,

We had a great session on Sunday March 30th. We were able to finish the story of Zahhak. As usual, we enjoyed good comments from Dr. Monfared. In addition, we had the honor of having Dr. Faghih, Dr. Abedinejad, and Dr. Mahdavi with us who really added a lot of value and knowledge to our discussions. Thanks to all of them.

One interesting discussion was how much research has been done on every piece of Shahnameh. Dr. Faghih sent me an article about the research done on the name of Vakeel-e Zahhak which I have posted here for those who are interested.

Our next session will be on April 27th. We will start the story of Rostam va Sohrab. I had posted the handout before and I will post it here again for ease of use.

Thanks for participating and hope to see you all on Sunday April 27th.

Best Regards

Rostam va Sohrab

کندرو_یا_کندرو؟_تحقیقی_پیرامون_یک_نام_خاص_در_شاهنامه_فردوسی

 

نگاهی به تفسیرهای سه گانه بر داستان رستم و سهراب

by mfmonfared

afghanistan-map

 تفسیرهای سه گانه بر داستان رستم و سهراب

این مقاله، متن سخنرانی دکتر بهمن حمیدی دربارۀ داستان رستم و سهراب است. او در صدد است سه دیدگاه موجود درباۀ این داستان را معرفی کند و دربارۀ آن به بحث و بررسی بپردازد. هر چند سخنرانی به نکته ای تازه اشاره دارد، دچار این کاستی است که دربارۀ این دیدگاهها به گونه ای بسنده و قانع کننده توضیح نمی دهد. از میان این سه دیدگاه،  نخستین دیدگاه بسیار بحث برانگیز است و خود تصریح می کند که به دیدگاه نخست گرایش دارد. جای شگفتی است که او در ادامۀ مقاله دربارۀ این دیدگاه سخن دیگری برزبان نمی راند و بیشتر به نقد و نفی دیدگاه سوم اهتمام دارد. ای کاش، او به بیان دلایل خود برای گرایش به گزینۀ نخست توضیح می داد و خواننده یا شنوینده را از سردرگم نمی کرد. به رغم این کاستی آشکار، مقالۀ ارزشمندی است و دوستداران شاهنامه می توانند در آن نکته های مهمی را در پیوند با داستان رزم رستم و سهراب بیابند.

by mfmonfared

سمنگان در نقشۀ امروزین آسیا

سمنگان در نقشۀ امروزین آسیا

مقالۀ هفته

بررسی تطبیقی داستان رستم و سهراب با برخی موارد مشابه در اساطیر جهان

دکتر محمود کمالی

Rostam o Sohrab dar Asatire Jahan

اسطوره ها، یا سرچشمه های مشترکی دارند و یا در فرهنگ های مختلف به شیوه های گوناگون با بن مایه های همانند تکرار شده اند. بن مایه های داستان رستم و سهراب را هم می توان در اسطوره های ملت های دیگر جهان ه یافت. در مقاله ای که به این پست پیوند داده شده است، نویسنده به همسنجی این داستان را با برخی نمونه های همانند در اسطوره های دیگر دنیا پرداخته است.  بر اساس جستجوهای اندک من، این نوشتار در میان آثار خوبی که در این زمینه به زبان فارسی فراهم آمده است جای می گیرد. شایان ذکر است که نویسنده در کتابشناسی پایانی مقاله، بی توجه به شیوه نامۀ متداول در میان پژوهش های فارسی، مآخذ فارسی و لاتین خود را از هم جدا نکرده، مقاله های فارسی را هم با آوانگاری لاتین آورده است و در نگاه نخست این گمان پدید می آید که همۀ مآخذ او غیر فارسی است.

March 30th Session Start Point in the Zahhak Handout

by Alireza Borojerdi

Ba salaam,

Some of our new friends were wondering where we were in the Zahhak’s story. We will start at Page 45 of the handout: ” Dastan-e Fereidoon ba Vakeel-e Zahhak”. We will have a quick summary of the whole story before we begin reading from the handout.

I have attached the handout to this post for reference.

Regards!

Zahhak

Sohrab and Gordafarid – Shahrokh Moshkin Ghalam

by Alireza Borojerdi

رستم و سهراب فاجعۀ برخورد آرمان و عاطفه

by mfmonfared

Doostkhah

tcqvmtotzrnsrftzksazد

جلیل دوستخواه یکی از شاهنامه پژوهان بنام ایران است. مقالۀ او با عنوان “رستم و سهراب: فاجعۀ برخورد آرمان و عاطفه” می تواند نقطۀ آغاز خوبی برای نزدیک شدن به این داستان شاهنامه باشد. در درازای خواندن این داستان، این پرسش که آیا رستم از این حقیقت که سهراب فرزند خود اوست، آگاه بوده است یا نه، یکی از پرسش های مهمی است که ذهن خواننده را درگیر خود می کند. پاسخ دوستخواه به این پرسش”آری”است. با این پاسخ، پرسش دیگری از دل پرسش نخست می جوشد: اگر رستم از این راز آگاه بوده است که سهراب پهلوان فرزند خود اوست، چرا وی را از پای درافکنده و به کام مرگ سپرده است؟ برای یافتن پاسخ این پرسش، مقاله را بخوانید.

An interesting part deleted from Zahhak’s handout

by Alireza Borojerdi

Ba Salaam,

While reading the story of Zahhak in Shahnameh by Dr. Jalal Khaleghi Motlagh, I noticed that the attached part was deleted from the handout we used in our sessions. Although it is not related to the main theme of the story, I thought it might be interesting to know about Fereidoon learning magic and Fereidoon’s brothers trying to kill him. Please refer to Page 40 of the handout for the proper location of the insert. I have attached the deleted part from Shahnameh and the related “Notes on Shahnameh” by Dr. Jalal Khaleghi Motlagh. You can see how the “Yaddashtha …” books can be useful in understanding the text of Shahnameh.

Regards

Fereidoon’s Brothers